
تفاوت رفتار با گروگان و اسیر
در عملکرد اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی (ص)
عبدالمالک ریگی تربیت یافته وهابیت و اسلام آمریکایی شرور فاسدی است که برادران اهل سنت بیشتر از برادران شیعی خود از دستگیری او خوشحال شدند ،او انسانی پست تر از حیوان است که با مردم عادی که با او در حال جنگ نبودند نیز به وحشی گری برخورد می کرد و با گرو گان گیری و شکنجه های وحشیانه و شلیک تیر به اعضای مختلف بدن و سر آنان و زجر کش کردن قربانیان خود و یا زنده سر بریدن گرو گان های بی دفاع ،نشان داد که او و اربابان آمریکایی و عربی اش جای خود را در تاریخ انسانیت ، با جایگاهی پست تر از حیوانات معاوضه کرده ا ند ، چنان که قرآن کریم می فرماید (اولئک کا لانعام بل هم اضل )
اما وقتی به شهید حاج حسین بصیر تربیت یافته ی اسلام ناب محمدی و رفتار اسلامی او با اسرای عراقی که تا لحظاتی قبل با او می جنگیدند ، نگاه می کنیم ، از تفاوت این دو اسلام متعجب می گردیم .نقل نمونه هایی از رفتار شهید بصیر از فرماندهان ارشد لشکر ۲۵کربلا در کتاب سردار خوبان ، تفاوت را کاملا آشکار خواهد کرد.
((...در ادامه ی عملیات والفجر 8 در سه راهی کارخانه ی نمک عراقی ها پیکی داشتند که ماموریتی به او دادند تا به یکی از گردان هایشان برساند . اما او راه را گم کرد و به دست بچه های ما اسیر شد . غلام که دیده بانی اهل بهشهر بود با عصبانیت سیلی محکمی به گوش اسیر عراقی زد.حاج بصیر وقتی این صحنه را دید چنان ناراحت شد که برخاست و گوش دیده بان را کشید که چرا او را زدی ؟ دین ما چنین اجازه ای را به ما نمی دهد . اسیر را به داخل سنگر آورد و مورد محبت قرار داد .))
((...در کربلای 5 در منطقه شلمچه اسیر گرفته بودیم . هوا بسیار سرد بود و من پتویی را به خود پیچیده بودم. حاج بصیر دستور دادند که پتو ها را به اسرا بدهیم . من گفتم اگر پتوی مرا بگیرید من اسیر را خواهم کشت . اما ایشان بر تصمیم خود استوار بود و اسرا راترجیح داد و ما هم تابع شدیم . حاجی گفت آنان اسیر ما هستند و باید با آنان مدارا کنیم.))
((...یک خلبان که هوا پیمای میگ او سرنگون شد با چتر پایین آمد . بچه ها تیرا ندازی می کردند . حاجی داد می زد که تیر اندازی نکنید . بچه ها به لباس او دست بردند، حاجی ناراحت شد و دستور داد حقوق اسیر رعایت شود، وقتی بچه ها پو تین خلبان اسیر را گرفتند، حاجی دستور دادند پوتین دیگری بدهیم تا بدون کفش نماند))
در عملکرد اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی (ص)
عبدالمالک ریگی تربیت یافته وهابیت و اسلام آمریکایی شرور فاسدی است که برادران اهل سنت بیشتر از برادران شیعی خود از دستگیری او خوشحال شدند ،او انسانی پست تر از حیوان است که با مردم عادی که با او در حال جنگ نبودند نیز به وحشی گری برخورد می کرد و با گرو گان گیری و شکنجه های وحشیانه و شلیک تیر به اعضای مختلف بدن و سر آنان و زجر کش کردن قربانیان خود و یا زنده سر بریدن گرو گان های بی دفاع ،نشان داد که او و اربابان آمریکایی و عربی اش جای خود را در تاریخ انسانیت ، با جایگاهی پست تر از حیوانات معاوضه کرده ا ند ، چنان که قرآن کریم می فرماید (اولئک کا لانعام بل هم اضل )
اما وقتی به شهید حاج حسین بصیر تربیت یافته ی اسلام ناب محمدی و رفتار اسلامی او با اسرای عراقی که تا لحظاتی قبل با او می جنگیدند ، نگاه می کنیم ، از تفاوت این دو اسلام متعجب می گردیم .نقل نمونه هایی از رفتار شهید بصیر از فرماندهان ارشد لشکر ۲۵کربلا در کتاب سردار خوبان ، تفاوت را کاملا آشکار خواهد کرد.
((...در ادامه ی عملیات والفجر 8 در سه راهی کارخانه ی نمک عراقی ها پیکی داشتند که ماموریتی به او دادند تا به یکی از گردان هایشان برساند . اما او راه را گم کرد و به دست بچه های ما اسیر شد . غلام که دیده بانی اهل بهشهر بود با عصبانیت سیلی محکمی به گوش اسیر عراقی زد.حاج بصیر وقتی این صحنه را دید چنان ناراحت شد که برخاست و گوش دیده بان را کشید که چرا او را زدی ؟ دین ما چنین اجازه ای را به ما نمی دهد . اسیر را به داخل سنگر آورد و مورد محبت قرار داد .))
((...در کربلای 5 در منطقه شلمچه اسیر گرفته بودیم . هوا بسیار سرد بود و من پتویی را به خود پیچیده بودم. حاج بصیر دستور دادند که پتو ها را به اسرا بدهیم . من گفتم اگر پتوی مرا بگیرید من اسیر را خواهم کشت . اما ایشان بر تصمیم خود استوار بود و اسرا راترجیح داد و ما هم تابع شدیم . حاجی گفت آنان اسیر ما هستند و باید با آنان مدارا کنیم.))
((...یک خلبان که هوا پیمای میگ او سرنگون شد با چتر پایین آمد . بچه ها تیرا ندازی می کردند . حاجی داد می زد که تیر اندازی نکنید . بچه ها به لباس او دست بردند، حاجی ناراحت شد و دستور داد حقوق اسیر رعایت شود، وقتی بچه ها پو تین خلبان اسیر را گرفتند، حاجی دستور دادند پوتین دیگری بدهیم تا بدون کفش نماند))



